حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
154
تاريخ قم ( فارسي )
براى او مرا ضامن و صاحب عهده گرداند بدانك من قيام نمايم و بايستم و مال خراج سنهء عشر و بقاياى ما قبل آن بتمامى بقبض و تصرّف خود آورم و موديان و اهل خراج را بر رسومها [ 1 ] و عادتهاى صحيحه كه در ميان ايشان جارى و مشهور و معروف بوده از گزاردن و رسانيدن كسور و كفايت سلطانيّه و اجرت جهبذ و عقد وزن بر عادت عمّال پيشين مقرّر دارم و هيچ چيز بر آن زياده نكنم و طريقهء ساير جهابذه با ايشان سپرم و هيچ يكى را ازيشان در وزن و عقد حيف و ميل روا ندارم و با ايشان جز به معامله و عدالت و نصفت زندگانى نكنم و بهر وقتى و ساعتى كه بعضى از اموال خراج به من فرود آورند جهت ايشان بدان برات بنويسم در حضور و مجلس كاتب روزنامجه كه از قبل اهل خراج اختيار كرده باشند تا بر جهابذه مشرف و ناظر باشد و آن ساعت و روز در آن برات ياد كنم در هر ماهى آنچ در روزهاى آن فرود آورده باشند و كاتب روزنامجه آن را ثبت نموده و مفصّل نوشته باشد جمع نمايم و مهر كنم و بديوان رفع نمايم چنانچ جملهاى اين دوازده ماه با بروات و كتاب روزنامجه و تفصيل آن موافق بود بى زياده و نقصان و آنچ ازين مال اشارت نمايند كه بخزينه و بيت المال نقل ميبايد كرد نقل كنم و وزن نمايم و اجرت نقّاد و وزّان و ساير اخراجات آن از مال سلطان احتساب ننمايم و حساب نكنم و كرايه و اجرت چهار پايان كه بديشان مال بيت المال نقل رود [ 2 ] و همچنين بدرها و اجرت رسول و نويسنده و جز آن از نفقات و اخراجات از مال سلطان نبود بلكه از آنچ از ارباب خراج بعلَّت اجرت جهبذ و حقّ وزّان و وزن ستده باشم در آن صرف نمايم چنانچ بدان وفا كند و زياده آيد بر آن و هر آنچ از فضل و زيادتى صرف و اجرت ساير مصلحتهاى اموال خراج بقم در شهور خراج سنهء عشر و ثلثمائه آخر آن انقضاء و انتهاى ماههاى خراج اين سال بعد از هر نفقه و اخراجات و مئونت كه بر من لازم و واجب بود چنانچ در ديگر جهابذه لازم شده باشد اقتدا و تتبّع كردن بديشان در نقل كردن خراج به بيت المال به حضرت و همچنين آنچ فاضل آيد از اجرت كسى كه در تحصيل اين مال مدد و معاونت نموده باشد مثل نويسندهء كه حساب بدست او بود و رسولى كه مصاحب و همراه مال بود تا آنگاه كه به بيت المال فرود آورد و تصحيح
--> [ 1 ] - جمع عربى را به فارسى نيز جمع بسته نظير : منازلها بكوب و راه بگسل ( منوچهرى ) ، [ 2 ] - خ ، ل : به بيت المال رود نقل رود ،